گفتگو با امیر خلبان بهنام اغنامیان/۳
پرسیدم «چنگیز چه شد برگشتی؟» خیلی با ابهت صحبت میکرد. گفت «بهنام! حساب کردم نادرم (پسرش) بزرگ میشود و خوزستان از ایران سوا شده است! اگر نباشم که هیچ! اما اگر در خط پرواز باشم و ماموریت بروم، میگویم بابا بودم و جنگیدم و موفق نشدم! اما اگر قرار باشد بیرون (از نیروی هوایی) باشم، نمیتوانم جوابی به پسرم بدهم!»
کد خبر: ۱۳۵۷۱۸۸ تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۱۱/۲۵
گفتگو با امیر خلبان بهنام اغنامیان/۲
میتوانستم حدس بزنم چه شده! از چهارتا پرواز، فقط اولی جان سالم به در برده و بقیه را زده بودند. در نتیجه، پر دل و جراتترین خلبان هم دیگر نمیتوانست برود. سهنفر از دستههای بعدی رفتنند و موفق نشدند. من نفر دهم یازدهم جدول بودم ولی واقعا جرات نمیکردم بروم. در افسردگی بودم. بعضیها به گریه افتادند و گفتند ما نمیتوانیم!
کد خبر: ۱۳۵۵۰۱۳ تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۱۱/۱۴
گفتگو با امیر خلبان بهنام اغنامیان/۱
پیش نمیآید که با همانسرعت و همان دایو انگل مد نظر روی هدف باشی. خدای گانری هم نمیتواند؛ آن هم وسط میدان جنگ! در رِنج (میدان تیر) میشد؛ آن هم با تمرینات زیاد. ولی آنجا که اولین بارم بود در عمرم در منطقه جنگی، بمب جنگی میزدم، دیدم روی هدف هستم! فشار روحی اش هم بماند! بر حسب اتفاق یا اینکه شاید عمر آننیروها سر آمده بود، تمام شرایط من مناسب بود.
کد خبر: ۱۳۴۹۰۷۱ تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۱۰/۱۶